معنی کشان

معنی کشان

4 بازدید
[ کَ ] (اِ) خیمه ای که به یک ستون برپا باشد و چادر یک دیرکی. (ناظم الاطباء). خیمه ای را گویند که به یک ستون برپا باشد و گنبدی گویند و گنبدی گویند و چنین خیمه در این روزگار به قلندری معروف و مشهور شده چه درویشان در اعیاد چنین خیمه ها بر در خانه های اعیان زنند و چیزی طلب کنند و سپاهیان خاصه پیادگان لشکر در اسفار هرچند تن در یکی از این گونه خیمه منزل دارند. (از انجمن آرا). آفتاب گردان. || (نف، ق) در حال کشیدن. (یادداشت مؤلف). کشنده که فاعل کشیدن است. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). صفت بیان حالت از کشیدن : فرنگیس را دید چون بیهشان گرفته ورا روزبانان کشان.فردوسی. بفرمود تا روزبانان کشان مر او را کشیدند چون بیهشان.فردوسی. بخواری ببردش پیاده کشان دوان و پر از درد چون بیهشان.فردوسی. چو دیدند گردان کسی زان نشان ببردند پیش سکندر کشان.فردوسی. گرامیست تن تا بود جان پاک چو جان شد کشان افکنندش بخاک.اسدی. بوی بهشت می دمد ما بعذاب در گرو آب حیات میرود ما تن خویشتن کشان. سعدی (دیوان چ مصفا ص ۵۴۵). چند نصیحتم کنی کز پی نیکوان مرو چون نرود که بیدلم شوق همی برد کشان. سعدی. نه خود میرود هرکه جویان اوست بعنفش کشان میبرد لطف دوست. سعدی (بوستان). - کشان برکشان؛ در حال کشیدن. || کشنده. جذب کننده. برنده. بزور برنده. (ناظم الاطباء): آن را که کمند سعادت کشان می برد چه کند که نرود؟ (گلستان). - دامن کشان؛ کنایه از با طنازی. با عشوه گری : چون رفته باشم زین جهان باز آیدم رفته روان گر همچنین دامن کشان بالای خاکم بگذری. سعدی. رجوع به دامن کشان شود. - در پای کشان؛ به روی زمین کشنده : بگذشت و نگه نکرد با من در پای کشان ز کبر دامن.سعدی. - موکشان؛ در حال کشیدن مو با گرفتن موی سر: موکشان بر لب چه آرد زود نیز نه بان کند نه ویل و نه وای.خسروی. || جِ کش در ترکیباتی چون، دردکشان، بارکشان، می کشان. (از انجمن آرا). || متمایل. مجذوب : از بالشها هنوز بعضی نگرفته بود که تسلیم کرد و بدین سان آوازهٔ او ... و بسیار کسان کشان جناب او شدند. (جهانگشای جوینی). || (فعل امر) امر بکشیدن از کشاندن. (از انجمن آرا): گوش ما گیر و بدان مجلس کشان.مولوی. || (اِ مرکب) کهکشان. (یادداشت مؤلف). رجوع به کهکشان شود.
[ کِ ] (موصول +ضمیر) (از: ک، مخفف که +شان، ضمیر) مخفف که ایشان را. (یادداشت مؤلف): باران خواهند بوقتی کشان بباید و آن باران بیاید. (حدود العالم). بچه گونه گون خلق چندین هزار کشان پروراند همی در کنار.اسدی. منقش جامه هاشان را کشان پوشید فروردین فروشست از نگار و نقش ماه مهر و آبانش. ناصرخسرو. جزای ایشان... آن است کشان بکشند یا بیاویزند یا دست و پاهاشان مخالف ببرند. (راحة الصدور راوندی). بردران ای دل تو ایشان را مایست پوستشان بر کن کشان جز پوست نیست. مولوی.
[ کُ ] (نف، ق) صفت بیان حالت از کشتن. قتل کنان. ذبح کنان و این صفت که دلالت بر کثرت می کند همیشه مرکب با موصوف استعمال میشود چون آدم کشان. (از ناظم الاطباء). || درحال کشتن. (یادداشت بخط مؤلف): ز کیخسرو ایدر نیابم نشان چه دارم همی خویشتن را کشان.فردوسی. || (اِمص) کشتن کسی یا حیوانی. - عُمَرکشان؛ کشتن عُمَر. - گوسپندکشان؛ عید اضحی. عید قربان.
[ کَ / کُ ] (اِخ) نام ولایتی است به ماوراءالنهر و از آنجاست کاموس کشانی و اشکبوس که به حمایت افراسیاب آمده در دست رستم کشته شدند. (از انجمن آرا) (آنندراج). نام ولایتی که کاموس کشانی منسوب به آن ولایت است. (برهان): قلون بستد آن مهر و همچون تذرو بیامد ز شهر کشان تا به مرو.فردوسی. ترا کرد سالار گردنکشان شدی مهتر اندر زمین کشان.فردوسی.
[ کَ ] (اِخ) دهی است از بخش جالق شهرستان سراوان. واقع در یک هزارگزی جنوب جالق کنار راه فرعی سراوان به جالق با ۱۰۰تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و ذرت و شغل اهالی زراعت و راه آن فرعی است. ساکنان از طایفهٔ بزرگ زاده اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «کشان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید