معنی کسیب
5 بازدید
[ کُ سَ ] (ع اِ) از نامهای سگان است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اسمی است برای سگان نر. (اقرب الموارد). - ابن الکسیب؛ فرزند زنا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). والدالزنا. (اقرب الموارد). بیج. سند. حرامزاده.
کلمات همقافیه با «کسیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر