معنی کسته
7 بازدید
[ کُ تَ / تِ ] (ن مف) کوفته. (ناظم الاطباء). || (اِ) غلهٔ کوبیده باشد که هنوزش پاک نکرده باشند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). غله و برنج کوفته که هنوز پاک نکرده و کاه و پوست آن را نگرفته باشند. (ناظم الاطباء). || به فارسی عصی الراعی است. (فهرست مخزن الادویه). رستنیی که سرخ مرد و به تازی عصی الراعی نامند. (ناظم الاطباء). سرخ مرد را نیز گویند و آن رستنیی باشد به سیاهی مایل که عربان عصی الراعی خوانند. (برهان). || بقلهٔ یمانیه که به هندی چولای نامند و گفته اند که آذان الغز است. (فهرست مخزن الادویة).
کلمات همقافیه با «کسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر