معنی کسبج
5 بازدید
[ کُ بُ ] (معرب، اِ) کنجارهٔ روغن معرب کسبه است. (منتهی الارب) (آنندراج). مأخوذ از کسبهٔ فارسی و به معنی آن. (ناظم الاطباء). معرب کسبه است و آن ثفل دهن سمسم است که به فارسی کنجاره نامند. (فهرست مخزن الادویه). کنجارهٔ عصارهٔ روغن و ثفل آن. (از اقرب الموارد). رجوع به کسبه و کسب شود.
کلمات همقافیه با «کسبج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بج» برای سرودن شعر