معنی کسبة
6 بازدید
[ کَ بَ ] (ع اِ) از اعلام ماده سگان است. (منتهی الارب). علم است مر ماده سگ و یا ماده گرگ را. (ناظم الاطباء).[ کِ بَ ] (ع مص) ورزیدن. || (اِ) هیئت ورزیدن، یقال فلان طیب الکسبة؛ ای الکسب. (منتهی الارب) (آنندراج). نوع و هیئت ورزیدن. || ورز و کسب. (ناظم الاطباء).[ کَ سَ بَ ] (ع ص، اِ) جِ کاسب. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف). مردمان کاسب ورزنده. (ناظم الاطباء). پیشه وران. رجوع به کاسب شود.
کلمات همقافیه با «کسبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر