معنی کسالت
6 بازدید
[ کَ لَ ] (ع اِمص) کاهل شدن. (آنندراج) (غیاث اللغات). کاهلی. (دهار). گرانی در حرکت و سستی و آهستگی و سنگینی. || درماندگی و خستگی. || بیماری و رنجوری. آزردگی. دلتنگی. دلگیری. || گرفتگی و دل شکستگی. || آشفتگی. پریشانی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کسالت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر