معنی کساد پذیرفتن
5 بازدید
[ کَ / کِ پَ رُ تَ ] (مص مرکب) کساد شدن. کاسد شدن. بی رواج و بی رونق شدن. کسادی یافتن : نرخ صندل من کساد پذیرد بروم و به حیلت صندلها از وی جدا کنم. (سندبادنامه ص ۳).
کلمات همقافیه با «کساد پذیرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر