معنی کساد شدن
6 بازدید
[ کَ / کِ شُ دَ ] (مص مرکب) ناروان شدن بازار. (مجمل اللغة). انحماق. (تاج المصادر). بی رونق شدن. کاسد شدن. از رواج افتادن. از رونق افتادن. || ارزانی و کم قیمتی کالا و مال التجاره و داد و ستد نشدن در بازار و تنزل تجارت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کساد شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر