معنی کزوغ
4 بازدید
[ کَ ] (اِ) مهرهٔ گردن انسان و حیوانات دیگر باشد. (برهان). مهرهٔ گردن. (آنندراج). فقره و هریک از مهره های گردن و پشت انسان و دیگر حیوانات. (ناظم الاطباء): بزخمی کزوغ ورا خرد کرد چنین رزم سازند مردان مرد. عسجدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کزوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر