معنی کزردن
6 بازدید
[ کُ زَ دَ ] (مص) چاره جویی و چاره جستن باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اما صحیح گزردن است از گزر (MMMگزیر) +دن (پسوند مصدری) و اسم از آن گزرد است به معنی چاره. (از حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «کزردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر