معنی کریکش
5 بازدید
[ کِ کَ / کِ ] (نف مرکب) کرایه کش. مکاری. (یادداشت مؤلف): جواب گویم اگر پرسیم که آن خر کیست خری کری کش ابلیس و قوم لعنهمو. سوزنی. رجوع به کرایه کش و مکاری شود.
کلمات همقافیه با «کریکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر