معنی کریمطبع
6 بازدید
[ کَ طَ ] (ص مرکب) آنکه دارای طبیعتی بخشنده و سخی است. کریم نهاد. (فرهنگ فارسی معین): آن است کریم طبع کو احسان با اهل وفا و فضل خود دارد.ناصرخسرو. تویی معاینه در مهتری و مثل تو نیست کریم طبع و رهی پرور و سخاگستر.سوزنی.
کلمات همقافیه با «کریمطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر