معنی کریمانه
7 بازدید
[ کَ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) همچون مردم کریم. بکرم. از روی کرم : کریم باش و کریمانه روزگار گذار که تو کریمی و این سنت کرام قدیم. سوزنی. کریمانه بخشی و منت نخواهی عطای کریمان بود غیر ممنون.سوزنی. یا خود را خلاص دهیم یا کریمانه بمیریم. (تاریخ قم ص ۲۸۹).
کلمات همقافیه با «کریمانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر