معنی کریمان
11 بازدید
[ کَ ] (اِ) (از: کریم +ان، پسوند جمع) جِ کریم. کرم کنندگان و جوانمردان. (برهان). || (ع اِ) (از: کریم +ان، علامت تثنیه در عربی) بمعنی حج و جهاد. (آنندراج) (منتهی الارب). - ابوان کریمان؛ پدر و مادر هر دو مؤمن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ کَ ] (اِخ) در فرهنگ برهان قاطع و انجمن آرا و جز آن نوشته اند: کریمان نام جد دوم رستم زال است که پدر نریمان باشد. و ولف در فهرست لغات شاهنامه و نیز فرهنگ آنندراج نوشته اند: نام یک پهلوان ایرانی که پدر نریمان بوده است. اما این معنی نادرست است و منشأ آن ظاهراً بیت زیر است از شاهنامه : همان سام پور نریمان بود نریمان گرد از کریمان بود. (از یادداشت مؤلف). در اینجا کریمان جمع کریم عربی است. رشیدی بیت زیر را از فردوسی شاهد آورده و انتساب آن بدان گویندهٔ بزرگ مورد تأمل است : به بالای سام نریمان بود بمردی و زور کریمان بود. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || نام شهر کرمان هم بوده است. (برهان). در مؤید گفته که نام شهر کرمان کریمان بوده و حذف شده به کرمان شهرت نموده است. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «کریمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر