معنی کریم‌آباد

معنی کریم‌آباد

6 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نازلو از بخش حومهٔ شهرستان ارومیّه. جلگه ای و معتدل است و ۳۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کله بوز بخش مرکزی شهرستان میانه. کوهستانی و معتدل است و ۱۷۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاربلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان. دشت و سردسیر است و ۳۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کل تپهٔ فیض اللََّه بیگی بخش مرکزی شهرستان سقز. کوهستانی و سردسیر است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومهٔ شهرستان سنندج. جلگه ای و سردسیر است و ۳۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرزانرود شهرستان تویسرکان. جلگه ای و سردسیر است و ۲۳۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر. جلگه ای و معتدل است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لک از توابع قروه. دشت و سردسیر است و ۱۹۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو. بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاه. کوهستانی و سردسیر است و ۱۰۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان. دامنه و سردسیر است و ۱۶۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ شهرستان شهسوار. جلگه، معتدل و مرطوب است و ۸۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان گرگان. معتدل و مرطوب است و ۲۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قشلاق کلارستاق شهرستان چالوس. جلگه ای و معتدل است و ۱۰۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. کوهستانی و معتدل است و ۱۵۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ تکاب شهرستان مراغه. کوهستانی و معتدل است و ۱۱۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سگوند بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد. کوهستانی و معتدل است و ۳۸۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. جلگه ای و معتدل است و ۲۸۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش رشتخوار شهرستان تربت حیدریه. جلگه ای و گرمسیر است و ۱۷۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دستگردان در طبس. جلگه ای و گرمسیر است و ۱۰۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چولائی خانهٔ بخش حومهٔ شهرستان مشهد. سردسیر است و ۶۶۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد. جلگه ای و معتدل است و ۱۸۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حکم آباد بخش صفی آباد شهرستان سبزوار. جلگه ای و معتدل است و ۴۸۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند. جلگه ای و گرمسیر است و ۱۸۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از بخش زرند شهرستان ساوه. جلگه ای و معتدل است و ۲۵۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زهرا از بخش بوئین شهرستان قزوین. جلگه و معتدل است و ۹۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان افشاریهٔ ساوجبلاغ شهرستان کرج. جلگه و معتدل است و ۱۴۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد. جلگه ای و سردسیر است و ۲۴۰ تن سکنه دارد. از سراب گنجه و چشمه مشروب می شود. سکنهٔ آن از طایفهٔ نورعلی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهات استرآبادرستاق ناحیهٔ استرآباد. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۷۰).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گلیجان ناحیهٔ تنکابن مازندران. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۴۲).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از توابع کلاردشت ناحیهٔ کلارستاق مازندران. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۴۶).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد. جلگه و سردسیر است و ۲۴۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ کَ ] (اِخ) نام قناتی است در مغرب شهر تهران و مقدار آب آن ۳۱۲ سنگ است و مادر چاه تا شهر ۱۱۲ فرسنگ فاصله دارد. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «کریم‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید