معنی کریش
5 بازدید
[ کَ ] (اِ) کریچ. حفره. گودال. مغاک. چاله. (یادداشت مؤلف). رجوع به کریسنک، کریشک و کریشنک شود.
کلمات همقافیه با «کریش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر