معنی کریس
7 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِ) گریس. کرس. کرش. (فرهنگ فارسی معین). فریب و خدعه و چاپلوسی باشد. (برهان) (آنندراج). کریسه. فریب و چاپلوسی. (جهانگیری). رجوع به کرش شود.
کلمات همقافیه با «کریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر