معنی کریر
5 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) آواز سینه که به آواز گلوی خبه کرده ماند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). آواز و صدا کردن کسی باشد که سینهٔ او گرفته باشد. (برهان). آواز گلوی خبه کرده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صدای کسی که او را خفه می کرده باشند. (برهان). آواز گلوی فشرده. (مهذب الاسماء). || گرانی آواز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || گرفتگی گلو که از گرد و غبار بهم رسد. (آنندراج) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). صدا و آواز خرخری که در وقت مردن از آدمی ظاهر می شود. (برهان). || (اِخ) نام جویی است. (منتهی الارب).[ کَ ] (ع مص) کَرّ. (ناظم الاطباء). رجوع به کر شود.[ ] (اِ) قثای کبیر است که به فارسی خیار بزرگ نامند. (فهرست مخزن الادویه).[ کُ ] (اِ) پیشکار و پاکار باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کریر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر