معنی کریتون
7 بازدید
[ کْری / کِ تُنْ ] (اِخ) یکی از توانگران آتن و از جملهٔ شاگردان سقراط بود و چون سقراط را به نوشیدن شوکران محکوم ساختند، وسایل فرار وی را فراهم ساخت، لکن سقراط به رعایت و حفظ احترام قوانین به فرار تن درنداد.
کلمات همقافیه با «کریتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر