معنی کرک شدن
5 بازدید
[ کُ شُ دَ ] (مص مرکب) بصورت کرک درآمدن. || ژولیده شدن موی. (فرهنگ فارسی معین). گوریده شدن موی. || مست شدن و بازایستادن ماکیان از بیضه کردن.
کلمات همقافیه با «کرک شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر