معنی کرکور
6 بازدید
[ کَ ] (اِخ) ضیعه ای است از ضیاع سفاقس و سفاقس شهری است از نواحی افریقیه بر ساحل و در سه روزه راه تا مهدیه. ابوالحسن علی بن محمد کرکوری ادیب منسوب به آن است. (از معجم البلدان ذیل کرکور و سفاقس).[ کُ وَ ] (ص مرکب) ذوزغب. ذوخمل. پرزدار. (یادداشت مؤلف). دارای کرک. که کرک دارد. کرکناک. پرزناک.
کلمات همقافیه با «کرکور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر