معنی کرکو
6 بازدید
[ کُ ] (اِ) کُرب. کُرُف. کرکوم. تلین. کپلت. کلم. کیکم. (از جنگل شناسی ساعی ج ۲ صص ۲۰۷-۲۰۸). رجوع به کرب و نامهای دیگر این گیاه شود.[ کُ ] (اِ) نوعی از درخت افرا که در جنگلهای آلاداغ و بزداغی و کلیداغی، واقع در شهرستان بجنورد و جنگلهای کرانهٔ دریای مازندران و همچنین در جنگلهای ارسباران موجود است. آن را در خراسان و بجنورد کُرکو، در منجیل آقچه قیین، در پل سفید تُل و در کتول سیاه کرکو و در ارسباران کِکِئین می خوانند. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج ۲ صص ۲۰۷-۲۰۸).[ کَ ] (اِخ) کرکوی. کرکویه نام شهری است به سیستان. (یادداشت مؤلف). رجوع به کرکوی و کرکویه شود.[ کَ ] (اِ) به لغت اهل کرمان، خربزهٔ کوچک نارس باشد. (ناظم الاطباء).[ ] (اِ) اسم شیرازی بطیخ فج است که با تخم می خورند مانند قثا. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «کرکو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کو» برای سرودن شعر