معنی کرکسکوه

معنی کرکسکوه

6 بازدید
[ کَ کَ سْ ] (اِخ) در معجم البلدان گفته کوهی است در میانهٔ ری و قم و کاشان دورهٔ آن دو فرسخ. در آن کوه چشمهٔ آب بهم می رسد. (انجمن آرای ناصری). کوهکی است خرد در مغرب بیابان کرکسکوه و این بیابان را بدان کوه بازخوانند. (حدود العالم). کرکس [ کوه ] رشته کوهی است از کوههای مرکزی ایران در جنوب قم و کاشان با ارتفاع بیش از سه هزار متر. (از فرهنگ فارسی معین). - بیابان کرکسکوه؛ بیابانی است مشرق او شمال حدود سند تا بحدود رود مهران و جنوب وی بر حدود سند و کرمان و پارس برود و مغرب وی حدود ری و قم و قاشان است و شمال او بر خراسان حدود ری و سیستان بگذرد و این بیابان را بیابان کرکسکوه خوانند. از آنکه یکی کوهکی است خرد اندر مغرب این بیابان که آن را کرکسکوه خوانند و این بیابان را بدان کوه بازخوانند و اندر این بیابان کوهکهاست پراکنده به هر جایی از وی و از این بیابان هر کجا ناحیتی بدو نزدیک است بدان ناحیت بازخوانند و اندر این بیابان ریگ است از گرد سیستان برآید، آن را ریگ سیستان خوانند. (حدود العالم). و رجوع به معجم البلدان شود.

کلمات هم‌قافیه با «کرکسکوه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید