معنی کرکام
8 بازدید
[ کَ ] (اِ) قوت و توانایی. || مراد و مقصد. (برهان) (آنندراج). مراد و مقصود. (ناظم الاطباء).[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دودانگهٔ ناحیهٔ هزارجریب مازندران. (از سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۲۲ و ترجمهٔ آن ص ۱۶۴).
کلمات همقافیه با «کرکام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر