معنی کرچ کرچ
6 بازدید
[ کَ کَ ] (ص مرکب، ق مرکب) قطعه قطعه. کرج کرج. قاش قاش. تکه تکه. (فرهنگ فارسی معین): به تیغ اگر بکند کرچ کرچ پهلویم بسان خربزهٔ نرم دل خموشم من. سیفی بدیعی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کرچ کرچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رچ» برای سرودن شعر