معنی کروکر کردن
6 بازدید
[ کِ رْ رُ کِ کَ دَ ] (مص مرکب) با کشیدن پای بر زمین بنرمی پیش رفتن. || با فقر یا با ضعف امرار حیات کردن. با قلت مال به نحوی معاش را گذرانیدن یا عملی محتاج به پول بسیار را با تعب با پول کم ادامه دادن. (یادداشت مؤلف). || به ملایمت پیش بردن کار. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کروکر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر