معنی کروکر
6 بازدید
[ کَ کَ ] (ص، اِ) کرکر. گرگر. گروگر. (حاشیهٔ برهان چ معین). یکی از نامهای خدای تعالی است جل جلاله. (برهان) (آنندراج). از جمله نامهای اللََّه است جل جلاله. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی) کرکر. نامی از نامهای باریتعالی است. (صحاح الفرس): تو پنداری که یزدان کروکر جهانی نو برآورده ست دیگر.عنصری. گر این کار بدهد کروکر ترا ز شاهی مرا نام و دیگر ترا.اسدی. علاء دولت مسعود کامر و نهیش را مطیع گشت به صنع کروکر آتش و آب. مسعودسعد. که در ایام جدجد ترا کرد روزی کروکر داور.مسعودسعد. || صانع و کارکن. (ناظم الاطباء). رجوع به گروگر، کرکر و گرگر شود.[ کِ رْ رُ کِ ] (اِ صوت) صدای خندیدن. آواز خنده.
کلمات همقافیه با «کروکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر