معنی کرون
6 بازدید
[ کُ رْ وَ ] (اِ) کرن. (برهان) (ناظم الاطباء). کرند. کرنده. کرنگ. (فرهنگ فارسی معین). اسبی را گویند که رنگ او مابین زرد و بور باشد. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به کرن، کرند، کرنده و کرنگ شود.[ کَ رْ وَ ] (اِخ) نام یکی از بلوکات اصفهان. (منتهی الارب). از بلوکات اسپاهان حد شمالی برخوار و دهق، شرقی نجف آباد، جنوبی لنجان و فریدن و غربی فریدن است، ۹۵ قریه و در حدود ۱۹۳۵۲ تن جمعیت دارد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر