معنی کروم
6 بازدید
[ کُ ] (ع اِ) جِ کَرم. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درختان انگور. (غیاث اللغات): میل جان در حکمت است و در علوم میل تن در باغ و راغ و در کروم.مولوی. چه رها کن رو به ایوان و کروم کم ستیز اینجا بدان کاللّجّ شوم.مولوی. دیگر کرمی و باغی که چهارساله بود که میانهٔ آن را نشانده باشند آن را بر کروم جدیده و حدیثه نویسند. (تاریخ قم ص ۱۰۷). || حق ریشه. آنچه زارع و باغبان راست از درختان یا تاک رز که کشته باشد. و این جز از سهم اوست از حاصل.
کلمات همقافیه با «کروم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر