معنی کروشان
7 بازدید
[ کُ ] (اِخ) بر حسب نسخهٔ شاهنامهٔ چاپ پاریس کروشان زمین آن سوی مرز چاچ است : سپهدار ترکان از آن روی چاج نشسته به آرام بر تخت عاج بمرز کروشان زمین هرچه بود ز برگ درخت وز کشت و درود بخوردند یکسر همه بار و برگ جهان را همی آرزو بود مرگ. و در نسخ دیگر بجای این کلمه بر آن مرز کهسار... آمده است و در این صورت لغت و شاهد آن موضوعاً منتفی است. رجوع به شاهنامه چ بروخیم ج ۵ ص ۱۲۸۳ شود.
کلمات همقافیه با «کروشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر