معنی کروتیس
5 بازدید
[ ] (اِخ) جزیره ای بود که وامق آنجا بود. (فرهنگ اسدی). و شاید همان اقریطش [ کرت، کاندی ] باشد. (یادداشت مؤلف): جزیره یکی بد به یونان زمین کروتیس بد نام، شهری گزین.عنصری. کرونیس. رجوع به کرونیس شود.
کلمات همقافیه با «کروتیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر