معنی کروبیان
5 بازدید
[ کَ رْ رو ] (ع اِ) فرشتگان مقرب را گویند و ایشان را در عالم هیچ تعلق و تدبیر و تصرفی نیست. (برهان) (آنندراج): پیش بزم مصطفی بین دعوت کروبیان عودسوزان آفتاب و عود کیوان آمده. خاقانی. شو بده انصاف خویش کز همه کروبیان حجرهٔ روح القدس به ز تو مهمان نداشت. خاقانی. قلب و میمنه از کروبیان ملک و میسره از تواتر امداد سعادات فلک.... (جهانگشای جوینی). ما نتوانیم حق حمد تو گفتن با همه کروبیان عالم بالا.سعدی. به تهدید اگر برکشد تیغ حکم بمانند کروبیان صم و بکم.سعدی. درون خلوت کروبیان عالم قدس صریر کلک تو باشد سماع روحانی. حافظ. ای ملهمی که در صف کروبیان قدس فیضی رسد بخاطر پاکت زمان زمان. حافظ. رجوع به کروبی، کروبیون و کروبیم شود.
کلمات همقافیه با «کروبیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر