معنی کروامک
5 بازدید
[ کَ رْ مَ ] (اِ) در اصطلاح کشتی گیران، پای حریف را بر لگن خاصرهٔ او نهادن و سینهٔ خود را بر پای او گذاردن و به هر دو دست میان بند او را گرفتن، و فتح آن گریختن بود. (از مجموعهٔ خطی کتابخانهٔ ملک از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کروامک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر