معنی کرهزده
5 بازدید
[ کَ رَ / رِ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) متکرج. سفیدک زده. کپک زده. (یادداشت مؤلف). رجوع به کره و کره زدن شود.
کلمات همقافیه با «کرهزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر