معنی کرهتاز
4 بازدید
[ کُ رْ رَ / رِ ] (نف مرکب) دوانندهٔ کره. کره سوار. (فهرست شاهنامهٔ ولف): بشد گرد چوپان و دو کره تاز ابا زین و پیچان کمند دراز.فردوسی. چنین داد پاسخ که ای نامدار یکی کره تازم دلیر و سوار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «کرهتاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر