معنی کرنک
5 بازدید
[ کُ رِ ] (اِخ) شهرکی است در سه فرسخی سیستان و اهل آن همه از خوارجند. شهرکی است نزه و پرخیر و پاره ای آن را کرون گویند. (از معجم البلدان). قریه ای است از قرای سیستان که عرب آن را ارنج خواند و ابوعوف بن عبدالرحمن از بزرگان خوارج از مردم این قریه بوده است. (از حاشیهٔ تاریخ سیستان ص ۱۸۰). رجوع به تاریخ یعقوبی شود.
کلمات همقافیه با «کرنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر