معنی کرنجبشیر
4 بازدید
[ کُ رَ بِ ] (اِ مرکب) شیربرنج. بَهَطّة. (یادداشت مؤلف): کوهان ثور روغن کرده ست تا پزند خوان ترا کرنج بشیر اندر آسمان.سوزنی. رجوع به شیربرنج شود.
کلمات همقافیه با «کرنجبشیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر