معنی کرمعهدی
4 بازدید
[ کَ رَ عَ ] (حامص مرکب) خوش خدمتی. (فرهنگ فارسی معین): به هندوستان خواجه را خدمتها کرده بود و کرم عهدی نموده در محنتش و چون خلاص یافت با وی تا بلخ بیامد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۱۵۷). اما صحیح کلمه گرم عهدی است . رجوع به گرم عهدی شود.
کلمات همقافیه با «کرمعهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر