معنی کرمزدگی
4 بازدید
[ کِ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) کرم خوردگی. شپشه افتادگی. تسویس. (از یادداشت مؤلف). رجوع به کرم زدن و کرم افتادن شود.
کلمات همقافیه با «کرمزدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر