معنی کرمدارو
5 بازدید
[ کِ ] (اِ مرکب) مطلق داروهای کرم کش. (یادداشت مؤلف): گویم ار تو هم بدین مشغول باشی به بود زآنکه به سازد خرف را کرم دارو از خضاب. سنائی.
کلمات همقافیه با «کرمدارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر