معنی کرماییل
5 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِخ) کرمایل. نام یکی از آن دو پادشاه زاده که مطبخی ضحاک بودند و هر روز از دو محکوم به قتل یک کس را برای مغز سر او می کشتند و یک کس را آزاد می کردند و بجای آن یک مغز سر گوسفند داخل می نمودند بجهت آزاری که ضحاک داشت و گویند کردان از آن جماعتند. (برهان). نام یکی از مطبخیهای ضحاک. (ناظم الاطباء). رجوع به ارمایل و شاهنامهٔ فردوسی چ بروخیم ج ۱ ص ۳۵ شود.
کلمات همقافیه با «کرماییل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر