معنی کرمانشه
5 بازدید
[ کِ شَ هْ ] (اِخ) کرمانشاه. لقب بهرام بهرامیان است. رجوع به کرمانشاه شود: چو بنشست بهرام بهرامیان ببست از پی داد و بخشش میان به تاجش زبرجد برافشاندند همی نام کرمانشهش خواندند.فردوسی.[ کِ شَ هْ ] (اِخ) کرمانشهان. (از آنندراج). کرمانشاه : پس از دوران دولتشه به کرمانشه یکی بنگر چنان بینی مداین را که بی نوشیروانستی. طالب آملی (از آنندراج). رجوع به کرمانشهان، کرمانشاه، کرمانشاهان و قرمیسین شود.
کلمات همقافیه با «کرمانشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر