معنی کرمائل
5 بازدید
[ کَ ءِ ] (اِخ) کرمائیل. (انجمن آرای ناصری). یکی از دو خوالیگر ضحاک نام دیگری ارمایل بود و هر روز از دو آدمی که برای کشتن می آوردند تا مغز سر آنان را به ماران رسته بر دوش ضحاک دهند یکی را می کشتند و یکی را آزاد می کردند و بجای مغز آن کس مغز سر گوسفند داخل می نمودند گویند کردان از آن جماعتِ آزاد کرده اند. رجوع به برهان شود.
کلمات همقافیه با «کرمائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر