معنی کرفیء
7 بازدید
[ کِ فِ ءْ ] (ع اِ) ابر بلند رفتهٔ برهم نشسته. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به کرفئة شود.
کلمات همقافیه با «کرفیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر