معنی کرفئة
6 بازدید
[ کِ فِ ءَ ] (ع اِ) پاره ای از ابر بلند رفته. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به کرفی ء شود. || پوست بیرون تخم مرغ. || بوتهٔ کَبَر. (ناظم الاطباء). رجوع به کرفی ء شود.
کلمات همقافیه با «کرفئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر