معنی کرضمة
4 بازدید
[ کَ ضَ مَ ] (ع مص) روی آوردن به کارزار و حمله کردن بر دشمن. (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کرضمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر