معنی کرشمهکن
4 بازدید
[ کِ رِ مَ / مِ کُ ] (نف مرکب) کرشمه کننده. غمزه کننده. آنکه کرشمه بکار برد. (فرهنگ فارسی معین): نر و ماده (کبوتران) کاوان ابر یکدگر به کشی کرشمه کن و جلوه گر. (گرشاسب نامه. از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کرشمهکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر