معنی کرشمهریزی
5 بازدید
[ کِ رِ مَ / مِ ] (حامص مرکب) عمل کرشمه ریز. کرشمه بازی. (فرهنگ فارسی معین): کرشمه ریزیت از حد گذشت بر دلها کرشمه زار ترا من چه چاره خواهم کرد. محمد عرفی (از آنندراج). رجوع به کرشمه بازی شود.
کلمات همقافیه با «کرشمهریزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر