معنی کرشم
5 بازدید
[ کَ رَ ] (ع اِ) کَرشَمة. صورت. یقال: قبح اللََّه کرشمه. (از اقرب الموارد): هرچه او خواهد رساند او به چشم از جمال و از کمال و از کرشم.مولوی. رجوع به کرشمة شود.[ کِ رِ ] (اِ) به معنی کرشمه است. (غیاث اللغات) (آنندراج): رنجور شد آن نرگس پر ناز و کرشم. سوزنی.
کلمات همقافیه با «کرشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر