معنی کرسیون
7 بازدید
[ کَ ] (اِخ) نام پهلوانی تورانی. (فرهنگ شاهنامهٔ ولف): چو پیران و گرسیوز رهنمون قراخان و چون شیده و کرسیون.فردوسی.
کلمات همقافیه با «کرسیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر